بررسي اتفاقات اخير ايران با رويكرد سيستمي(بخش اول)
از بهار 88 تا اكنون كه پاييز 88 است اتفاقات و تغييراتي در كشور ما رخ داده كه مي تواند نقطهي عطفي براي ملت و كشور ما باشد. در ماجراهاي قبل و بعد از انتخابات، نشانههايي آشكار شد كه قبل از اين حداقل در معرض ديد عموم مردم نبود. با اين وصف، اكنون ميتوان به تحليل آنچه گذشت و پيشبيني آنچه اتفاق خواهد افتاد، پرداخت.
همان طور كه قبلاً بارها در اين وبلاگ گفته شده، وجه اصلي تمايز مهندسان صنايع با سايرين، رويكرد سيستمي آنها به مسائل است. در راستاي همين امر قصد دارم اگر خدا بخواهد در سلسله مقالاتي، اين موضوع را از نظر قوانين رويكرد سيستمي مورد بررسي قرار دهم. لازم به ذكر است كه پيش فرض اصليم در اين نوشته آشنايي خوانندگان با مفاهيم اصلي سيستم مانند تعريف سيستم، مرز سيستم، انواع سيستمها، بازخورها، محيط سيستم و... است.
قانون اول تفكر سيستمي ميگويد كه هرگز نبايد شرايط محيطي را سرزنش كرد. انسانها عموماً تمايل دارند مشكلات خود يا سيستم مورد مطالعه را به محيط نسبت دهند. به عنوان مثال در يك پروژه عمراني واحد كنترل كيفيت، واحد اجرايي را مقصر ميداند كه فعاليتها را با كيفيت مناسب انجام نميدهد و به همين دليل آنها نمي توانند كيفيت خوبي از كار ارائه كنند. واحد اجرايي، واحد فني و طراحي را مقصر ميداند و مععتقد است كه آنها اصطلاحاً "اجرايي" نيستند و يك مشت پشت ميزنشين هستند كه از مشكلات اجرا بيخبرند و بنابراين طرحهايشان ايراد دارد. واحد فني از دستگاه نظارت شاكي است كه دائماً مشخصات فني طرح را تغيير ميدهند.
علت اصلي نابسامانيهاي اخير كشورمان هم همين نارضايتي از وضعيت موجود و به عبارتي سرزنش كردن شرايط محيط از سوي آحاد جامعه است. مردم ايران اغلب به جاي اينكه خود دست به كار شوند و سيستمهاي اقتصادي، سياسي، اجتماعي، فرهنگي و... كشور را اصلاح كنند دائماً عوامل محيطي را سرزنش ميكنند.
مردم در تاكسي از راننده تاكسي ناراضي هستند. راننده تاكسي از كارمند دولتي كه كار او را راه نيانداخته شاكيست. كارمند دولت از رئيس خود شاكي است و رئيس او از رئيس دولت ناراضي است. رئيس دولت از عملكرد روساي ساير كشورها ناراضي است و همينطور الي آخر!
راسل ايكاف مانع فوق را تحت عنوان Rationality توضيح ميدهد: "معمولاً وقتي رفتار كسي موورد انتظار ما نيست و نميتوانيم آن را تشريح كنيم، او را Irrational (نامعقول، غيرمنطقي) ميناميم، وقتي فرض ميكنيم كسي يا ديگران غيرمنطقي هستند نميتوانيم مسأله را حل كنيم."
مسأله اصلي كشور ما همين است! در حال حاضر طرفداران احمدينژاد و تفكرات دولت او نميتوانند اعتراضات سايرين را درك كنند چون رفتار معترضين مورد انتظار آنها نيست. لاجرم آنرا نامعقول و غيرمنطقي ميدانند . اين برداشت اشتباه منجر به بروز يك سري عكسالعملهاي اشتباه ميشود كه نتايج فاجعه بار آن را اكنون در جايي مانند كهريزك مشاهده ميكنيم. دقيقاً همين موضوع در مورد رفتار معترضين هم صدق ميكند. تقريباً هيچ يك از رفتاهاي حاكميت مورد انتظار آنها نيست. آنها كاملاً معتقدند كه طرف مقابل غيرمنطقي است و بايد از طريق مبارزات خياباني مشكلات را حل كنيم!
همين حالا شما كه خواننده اين سطور هستيد حتماً با توجه به گرايش سياسيتان، حق را به گردن يك گروه ميدهيد و معتقديد طرف مقابل Irrational(نامعقول،غيرمنطقي) است! در حالي كه طبق قانون اول تفكر سيستمي، هيچگاه نبايد شرايط محيطي را سرزنش كرد فقط و فقط به يك دليل: چون با اين كار هرگز نخواهيم توانست مسأله را حل كنيم!
در قسمت بعدي اين مقاله به بررسي برتري يافتن الگوي تغييرات به جاي تمركز بر روي وقايع ميپردازيم.
همان طور كه قبلاً بارها در اين وبلاگ گفته شده، وجه اصلي تمايز مهندسان صنايع با سايرين، رويكرد سيستمي آنها به مسائل است. در راستاي همين امر قصد دارم اگر خدا بخواهد در سلسله مقالاتي، اين موضوع را از نظر قوانين رويكرد سيستمي مورد بررسي قرار دهم. لازم به ذكر است كه پيش فرض اصليم در اين نوشته آشنايي خوانندگان با مفاهيم اصلي سيستم مانند تعريف سيستم، مرز سيستم، انواع سيستمها، بازخورها، محيط سيستم و... است.
قانون اول تفكر سيستمي ميگويد كه هرگز نبايد شرايط محيطي را سرزنش كرد. انسانها عموماً تمايل دارند مشكلات خود يا سيستم مورد مطالعه را به محيط نسبت دهند. به عنوان مثال در يك پروژه عمراني واحد كنترل كيفيت، واحد اجرايي را مقصر ميداند كه فعاليتها را با كيفيت مناسب انجام نميدهد و به همين دليل آنها نمي توانند كيفيت خوبي از كار ارائه كنند. واحد اجرايي، واحد فني و طراحي را مقصر ميداند و مععتقد است كه آنها اصطلاحاً "اجرايي" نيستند و يك مشت پشت ميزنشين هستند كه از مشكلات اجرا بيخبرند و بنابراين طرحهايشان ايراد دارد. واحد فني از دستگاه نظارت شاكي است كه دائماً مشخصات فني طرح را تغيير ميدهند.
علت اصلي نابسامانيهاي اخير كشورمان هم همين نارضايتي از وضعيت موجود و به عبارتي سرزنش كردن شرايط محيط از سوي آحاد جامعه است. مردم ايران اغلب به جاي اينكه خود دست به كار شوند و سيستمهاي اقتصادي، سياسي، اجتماعي، فرهنگي و... كشور را اصلاح كنند دائماً عوامل محيطي را سرزنش ميكنند.
مردم در تاكسي از راننده تاكسي ناراضي هستند. راننده تاكسي از كارمند دولتي كه كار او را راه نيانداخته شاكيست. كارمند دولت از رئيس خود شاكي است و رئيس او از رئيس دولت ناراضي است. رئيس دولت از عملكرد روساي ساير كشورها ناراضي است و همينطور الي آخر!
راسل ايكاف مانع فوق را تحت عنوان Rationality توضيح ميدهد: "معمولاً وقتي رفتار كسي موورد انتظار ما نيست و نميتوانيم آن را تشريح كنيم، او را Irrational (نامعقول، غيرمنطقي) ميناميم، وقتي فرض ميكنيم كسي يا ديگران غيرمنطقي هستند نميتوانيم مسأله را حل كنيم."
مسأله اصلي كشور ما همين است! در حال حاضر طرفداران احمدينژاد و تفكرات دولت او نميتوانند اعتراضات سايرين را درك كنند چون رفتار معترضين مورد انتظار آنها نيست. لاجرم آنرا نامعقول و غيرمنطقي ميدانند . اين برداشت اشتباه منجر به بروز يك سري عكسالعملهاي اشتباه ميشود كه نتايج فاجعه بار آن را اكنون در جايي مانند كهريزك مشاهده ميكنيم. دقيقاً همين موضوع در مورد رفتار معترضين هم صدق ميكند. تقريباً هيچ يك از رفتاهاي حاكميت مورد انتظار آنها نيست. آنها كاملاً معتقدند كه طرف مقابل غيرمنطقي است و بايد از طريق مبارزات خياباني مشكلات را حل كنيم!
همين حالا شما كه خواننده اين سطور هستيد حتماً با توجه به گرايش سياسيتان، حق را به گردن يك گروه ميدهيد و معتقديد طرف مقابل Irrational(نامعقول،غيرمنطقي) است! در حالي كه طبق قانون اول تفكر سيستمي، هيچگاه نبايد شرايط محيطي را سرزنش كرد فقط و فقط به يك دليل: چون با اين كار هرگز نخواهيم توانست مسأله را حل كنيم!
در قسمت بعدي اين مقاله به بررسي برتري يافتن الگوي تغييرات به جاي تمركز بر روي وقايع ميپردازيم.
+ نوشته شده در پنجشنبه 14 آبان1388ساعت   توسط احمد شريفی زميدانی
|

